سیلواناسیلوانا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

سیلوانا(دختر بهشتی )

هفته ای که گذشت

سلام دخمل ناز مامان، سلام وروجک مامان، سلام عزیز مامان خوبی خانمم، خوبی عروسکم من و شما هفته پیش هفته پراز ترافیکی داشتیم و سعی کردیم که بدون ماشین بریم سر کار که من زیاد رانندگی نکنم تا خسته نشم توی این ترافیک روز پنج شنبه هم که امتحان Final داشتیم و خیلی هم سخت بود، تا ظهر که درگیر کلاس بودیم و بعدش رفتیم خونه و استراحت کردیم تا پدر جون اومدن و نهار خوردیم و بعد از ساعت 5/3 بعداز ظهر خوابیدیم تا ساعت 25/5 عصر و بعدکه بیدار شدیم چایی و میوه و تلویزیون و Angry Birds و خلاصه بهمون خیلی خوش گذشت و کلی استراحت و خوردن داشتیم و شام هم که سبزیجات بخارپز شده خوردیم. شب تا 5/4 صبح بیدار بودیم فیلم دیدیم و Angry B...
1 مهر 1391

روز دختر

عزیز مامان سلام، دختر مامان سلام، جیگر مامان سلام امروز روز دختر هست و من و پدر جون از صبح داریم به شما دختر کوچولومون که هنوز به دنیا نیومدی ولی با شیرین کاریات و لگد زدنات دلبری می کنی تبریک می گیم و کلی خوشحالیم که یه دخمل طلا داریم تو خودت نقل و نباتی، شکلاتی شکلاتی، عسلی یا که شیرینی، که اینجور به دل میشینی البته مامان جون شما خودت همه اینها هستی من اینو می دونم عسلم این روز رو به تمام مامانهایی که دختر دارن یا دارن میارن تبریک می گم به مامان نسرین، به مامان آتنا جون، به الهه جون، به خودم به همه اونهایی که می دونم توراهیشون دختره یا یه دختر ناز دارن . ...
28 شهريور 1391

هفته بیست و هشتم

سلام خوشگل طلای مامان، سلام کوچولو موچولوی مامان عزیز مامان شما بیست و هفت هفته رو پشت سر گذاشتید و وارد هفته از زندگی جنینی خودتون شدیدی مبارک باشه عزیزم و اما تغییرات دختر گلم در این هفته : در این هفته جنین بیست و هشت هفته ای است. چین و چروکهای سطح مغز رشد پیدا می کنند. تحقیقات نشان داده است که هوشمندی از همین دوره از جنینی شکل می گیرد. وقتی که سطح مغز بزرگتر می شود، سلولها در لایه ی سطحی مغز زیاد می شوند. مغز جنین تنفسهای جنین را کنترل می کنند و جنین خود دمای بدنش را تنظیم می کند. موهای جنینی کم کم از بین می روند، اما مقداری از آنها در روی کمر و شانه ها باقی می ماند. جنین حالا دارای موهای اصلی است. لایه چربی زیر پوست جنی...
26 شهريور 1391

پیاده روی اجباری

دیروز صبح موقعی که پدر جون خواست ماشین رو از پارکینگ بیرون بیارن ریموت(کنترل) در پارکینگ کار نمی کرد و مجبور شدیم با تاکسیهای خطی خودمون رو به محل کار برسونیم. موقع برگشتن هم تا میدان صنعت پیاده رفتیم و بعد دوباره با تاکسیهای خطی رفتیم خونه و از سر خیابون هم تا خونه که حدود 15 دقیقه پیاده روی کردیم. شما هم خودتو همچین توی شکم بنده سفت کرده بودی که انگار می خواستی بیفتی. نه اینکه عادت نداری به پیاده روی من فقط توی این مدت یه روز بدون ماشین رفته بودم سر کار که اون هم موقعی بود که شما فقط به اندازه یه لوبیا بودی و بعد از اون همش با ماشین خودمون رفتیم سرکار پدر جون دیروز وقت نداشتن که ببرن ریموت رو درست کنن به این خاطر امروز هم با تا...
19 شهريور 1391

هفته بیست و هفتم

سلام گوگولی مگولی مامان، سلام عزیز مامان امروز هفته بیست و ششم هم تموم شد و شما وارد هفته بیست و هفتم شدید عزیزدل مامان، جگر گوشه مامان و اما تغییرات شما در این هفته : در این هفته جنین بیست و هفت هفته ای است. تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به آهنگ آرام مادر حامله را آرام می کند. همچنین گوش کردن به آوای روحانی قرآن می تواند لذت بخش باشد. همچنین حرکات و تپش قلب جنین نیز آرام می شود. اگر مادر یک آهنگ آرام را همیشه گوش بدهد، جنین به شنیدن آن عادت می کند و هر بار از بار پیش آرامتر می شود. این نشان آن است که جنین حالا دارای حافظه است و می تواند آهنگی را که قبلأ شنیده است به یاد بیاورد. نسبت اندازه سر جنین به اندازه بدن تقریبأ به نس...
19 شهريور 1391

جمعه 17/06/91

من و پدر جون تصمیم گرفتیم که خانواده پدر جون رو به صرف نهار روز جمعه دعوت کنیم خونمون از روز شنبه گذشته با مادر درمیون گذاشتیم و قرارشد عزیز پدرجون(مادر بزرگ پدرجون) و دایی و زن دایی پدرجون را هم دعوت کنیم. عمو ابراهیم و خانوادش نتونستن بیان خونمون چون مادر ویداجون بیمارستان بستری بودن (خداوند شفای عاجل بهشون بده) خلاصه با مادر و بابا و خانواده عمو محمد رضا شدیم یازده نفر همگی بعد از اذان ظهر راه افتاده بودن پدر جون زحمت کشیدن رفتن مادر و بابا رو آوردن و تقریبا ساعت 5/2 بعدازظهر همه مهمونها رسیده بودن منم برای نهار از بیرون کوبیده و جوجه سفارش دادم و خودم هم پلو درست کردم و ژله رو با انواع میوه خورد شده درست کرده بودم ( انار...
18 شهريور 1391

پایان شش ماهه بارداری و ورود به ماه هفتم

عزیز مامان، مروارید درون صدف مامان، شکر شکن مامان سسسسلللللللللللااااااااااامممممممممممممممم سلام به روی ماه ندیدت سلام به لگدهای پر زورت عزیزم امروز شما جیگر مامان وارد ماه هفتم شدید عزیزم مبارک باشه جیگرم خیلی خوشحالم از اینکه تا حالا به امید خدا با همدیگه سالم بودیم و این شش ماهه رو پشت سر گذاشتیم عزیزم فقط سه ماهه دیگه مونده قربونت برم خیلی دلم برات تنگ شده امیدوارم این شه ماهه هم زود بگذره و تا با در آغوش گرفتن شما این دل تنگی هم ازبین بره   ...
18 شهريور 1391